الشيخ حسين المظاهري
77
معارف اسلام در سوره يس (فارسى)
آيه « انّا جَعَلْنا في اعْناقِهِم اغلالًا فَهِيَ الَي الاذْقانِ فَهْمْ مُقمَحُونَ » تشبيه معقول به محسوس است يعنى اى پيامبر نمىتوانى اين افراد را انذار كنى . چرا ؟ زيرا فكرشان را صفت رذيله غل كرده است . وقتى كه يك صفت رذيلهاى فكر كسى را غل كرده باشد مثل كسى است كه سراسر بدنش در غل باشد و به او بگويند حركت كن . مشخص است كه نمىتواند بگويند دستت را حركت بده ، نمىتواند . بگويند سرت را تكان بده ، به طرف چپ ببر ، به طرف راست ببر ، بالا ببر ، پائين بياور ، نمىتواند . دل ناپاك هم همينطور است . اگر او را دعوت به حركت كنند ، آن هم حركت صعودى به طرف الله ، نمىشود . بگويند عاقبتانديش باش ، نمىشود . بگويند اين كارى را كه انجام مىدهى هم به ضرر خود توست و هم به ضرر جامعه ، باز هم نمىشود ، همانطور كه آدم غل شده را نمىتوان گفت حركت كن ، كسى هم كه صفت رذيله دارد چنين است و همينطور كه قبلًا اشاره شد نه جذابيت پيامبر مىتواند او را بگيرد نه جذابيت ديگرى . بر فرض هم كه چيزى او را جذب كند موقت است . مثل وليدبنمغيره كه به طور موقت جذابيت قرآن او را مىگيرد و به قول قرآنكريم : « وَ البَلَدْ الطَّيبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِاذنِ رَبِّهِ وَالَّذي خَبُثَ لا يَخْرُجُالّا نَكِداً كَذلِكَ نُصَرِّفُالاياتِ لِقومٍ يَشْكُروُنَ « 1 » » يكى دو ساعت اين جذابيت را دارد اما خيلى زود تمام مىشود و صفت رذيله دوباره غلبه مىكند . « انا جعلنا في اعناقهم اغلالًا » ما بر گردنهايشان غلهايى قرار داديم . « فهي الي الاذقان فهم مقمحون » اين غلها در گردنهايشان است ، سرشان ديگر تكان نمىخورد . اگر بخواهيم معنى كنيم چنين مىشود كه صفت رذيله دل آنها را سياه و مغزشان را تسخير كند و ديگر قدرت فكر كردن ندارند . همانطور كه در آن آيهء شريفه مىفرمايد : « و لقد ذرأنالجهنم كثيراً من الجن و الانس » اينجا هم ميگويد : « لقد حق القول علي اكثرهم فهم لا يؤمنون » معنى اين دو آيه شبيه هم است « ولقد ذرانا لجهنم كثيرا من الجن و الانس » يعنى نحوه خلقت انسان بدين ترتيب است كه عاقبت اكثرشان جهنم است چرا ؟ « لهم قلوب لا يفقهون بها » اينها دل دارند اما دلى
--> ( 1 ) - سوره اعراف ، آيه 58 . « زمين پاك نيكو به اذن خدا ، گياهش نيكو برآيد و زمين خشن ناپاك ، جز گياه اندك و كمثمر بر نياورد . اين گونه ما آيات قدرت را مىگردانيم ( و به هر بيان توضيح مىدهيم ) براى قومى كه شكر خدا به جاى آرند )